بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی تو به آیین نامه عمل کردی و طبق مقررات آن رانندگی کردی و از چراغ قرمز هم عبور نکردی ؛ بلکه در پشت آن ایستادی و به حقوق دیگران احترام گذاشتی ؛ نه تنها از راه و مقصدت باز نمی مانی ، بلکه به سلامت به مقصد می رسی .
وقتی تو آیین نامه ی نماز را می خوانی و در آنجا که در نماز می گویی : " ایّاک نعبد و ایّاک نستعین " فقط به زبان نمی گویی ؛ بلکه عملا هم در خارج از نماز فقط و فقط او را معبود خود قرار می دهی و فقط از او یاری می خواهی نه از غیر . بله این تو را به مقام مصلّین و نماز گزاران واقعی می رساند ؛ چون حقیقت نماز را در وجودت پیاده کردی ؛ پس در نماز هم عروج داری و با هر عروجی در نماز رتبه ی تو بالا می رود و کم کم بینش تو الهی می شود و با این بینش، واقعیت و اسرار هستی را می یابی و آنچه در پشت پرده است را به عیان می بینی و در وجود فریاد می زنی : ایّاک نعبد ...
تا دیروز مردمان بر سنگ و بت و تراشیده های دست خود سجده می کردند و امروز بر مقام و مدرک و ریاست و پول و سنگ و فلزاتی چون طلا و جواهرات و شأن و شئونات خود به سجده افتاده اند و حبّ این معبودان کذایی انسانیت را از بشر گرفته و این عشق مجازی چشم دل آنها را کور کرده و آنها در نماز هم در اندیشه ی این مجاز سیر می کنند ؛ و این آنها را از سیر در ملکوت و عروج در نماز باز داشته چون نماز فقط لقلقه ی زبان آنهاست ؛ برای همین تا امروز وجودشان بارور نشده و از نماز هیچ بهره ا ی نبرده اند .
آری این معبودان کذایی بشر امروزی را تا نهایت یأس و ناامیدی به اوج افسردگی رسانده و او همچنان سردرگم دنبال راه نجاتی است ؛ غافل از اینکه این درد در خود اوست و آن شفا و رهایی هم در خود اوست ؛ فقط کافی است به یک معبود سجده کند و فقط از او یاری بخواهد و بس .
برچسبها:


















